شيخ ذبيح الله محلاتى

130

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

محرر وقوف و اعتكاف دائمى در مسجد است و حنه اين نذر را به اعتقاد اينكه پسر خواهد بود نموده و خدا دانا است كه در اين مورد دختر از پسر بهتر است چنانچه حق‌تعالى مىفرمايد ( فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ وَ إِنِّي أُعِيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ ) عرض كرد خدايا من او را مريم ناميدم و بتواش سپردم با فرزندانش از اغواء شيطان رجيم از حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرويست كه فرمود هيچ فرزندى نبود كه چون بوجود آمد جز اينكه شيطان او را مس نمود مگر مريم و عيسى كه بواسطهء اين در - خواست حنه از مس شيطان محفوظ ماندند بالجمله عمران و حنه در كار اين مولود متحير ماندند كه او را چگونه به مسجد برند در اين وقت خداى متعال بزكريا عليه السّلام وحى فرستاد كه ما اين دختر را بجاى پسر بپذيرفتيم كه در مسجد اقصى مشغول خدمت باشد همچنان‌كه خداوند متعال مىفرمايد : ( فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً ) يعنى خداوندش به نيكوتر وجهى بپذيرفت و او را خلقى نيكو فرمود چون مژدهء اين قبول به حنه رسيد مريم را در خرقه‌اى پيچيده به مسجد اقصى آورد نزد خدام بيت اللّه نهاد و داستان نذر خود بگفت و از آنجا كه مريم از نسل انبياء و بزرگان بنى اسرائيل بود هريك از خدام در طلب او برآمدند و در تكفل او نزاع كردند حضرت زكريا كه به آنها رياست داشت فرمود كه من به پرستارى و خدمت مريم از ديگران سزاوارترم چه خواهرش ايشاع ضجيع من است و من به او نزديك‌تر از ديگرانم خدام مسجد گفتند اين سخن صواب نباشد چه نزديك‌تر از تو بمريم مادر او حنه است و او دست از تربيتش بازداشته و بما واگذاشته است عاقبة الامر قرار بر قرعه گذاشته‌اند و آن خدام بيست و هفت نفر بودند